maheasali   

۱۹:۳۷ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۴

یه بار به دوستم گفتم بیا بریم پیتزا بخوریم
گفت شم خالی و پیتزا!!!!
منو میگی...
دوستم...
بنده خداپیتزا فروشی...
اصن یه وضعییییی

amin momen   

۱۵:۲۸ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۴

دهه شصتیه اومده نوشته
خاطرات دهه شصت یعنی:
لیوان تاشو و کم جا
انگشتر آب پاش
کانادا دِرای و..
خو لامصب همین الانم خو اینا هستن ۱ توری مینویسی انگار مال زمانه
عصر یخبندانه

★☆فاطمه خانوم☆★   

۱۴:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۴

داشتم میرفتم wc، داداشم فک کرد دارم میرم آشپزخونه، بلند داد زد هرچی میخوری برا منم بیار..!!

سفیدپوش محبوب جامعه   

۱۴:۱۳ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۴

توی بیمارستان به خانواده یه بچه گفتم برای پایین آوردن تب بچه باید پاشویه ش کنن
بعد از چند دیقه بابای بچه هه اومده میگه :ببخشین خانم پرستار شکم بچه هم داغه میشه اونجاشم آب پاشی کنیم؟
من!
بچه!
شکم بچه!
اونجای بچه!
سازمان حفاظت از محیط زیست!
من!

◄◄◄ Do NotĦinG ►►►   

۱۲:۵۹ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۴

اعتراف میکنم بچه که بودم سریال او یک فرشته بود رو میگذاشت تا یک مدت بعد سریال هر جا تنها میخواستم برم تسبیح مینداختم دور گردنم

بلاي جان   

۲۳:۱۶ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۳

به معلم زبانمون گفتم اسم ۱۱۵ سوره قرآن چیه؟
گفت :نمی دونم
من گفتم :خانوم نه تنها شما حتی کسی دیگر هم نمی دونه چو قرآن ۱۱۴ سوره بیشار نداره...

نازی جون   

۲۳:۱۴ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۳

الان میرم به مامانت میگم
یکی از ترسناکترین جمله های دوران ما

علی 114   

۲۳:۱۰ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۳

هر وقت بابام میخواست کولر خاموش کنه این جمله رو میگفت :هوای بیرون خیلی خنکه...

مدل 92   

۲۱:۴۳ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۳

ضدحال اینه که که فردا امتحان داشته باشی بعدش جو بگیرتت خر خونی کنی بعد فردا معلم بت بگه امتحان لغو شده

Sarv¡n   

۲۱:۲۴ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۳

دیشب بابام اومده میگه بزن اون شبکه که سه تا آ داره فصل دومه عمر گل لاله رو ببینیم.
الان منو در اون موقعیت فرض کنید....
حالا مدیر شبکه....
و پدرم...!!!

sara1991   

۲۰:۰۴ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۳

امروز اینقدر گرمم شده بود که رفتم کولر رو خاموش کردم. پنکه رو زدم
درسته خنک نمیکنه ولی لااقل اسمش پنکست و انتظار بیشتری ازش نداریم.
این روزا کولر شما هم اینگونه است آیا؟

مامان عسل جون   

۱۷:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۳

یه روز دلم گرفته بود از اون روزای بارونی
از اون هواها که خودت حال و هواشو میدونی
اگه بشه با واژه ها حالمو تعریف بکنم
تو هم منو شعر منو با همه حست میخونی
یه حالی داشتم که نگو
یه حالی داشتم که نپرس.. به یاد ناصر عبدالهی

*فاطیما جوووون*   

۱۴:۴۳ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۳

سره صبه از خواب تازه تو پا میشی ولی من هنوز بیدارمو تو باعثوبانیشی

PALANGE DOM DERAZ   

۱۴:۳۱ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۳

چند سال پیش با دختر عمومامو پسر عموم قایم با شک بازی م منو دختر عموم رفتیم توو کمد دیواری یه دفه از استرس یه کاره بوداری کرد که از خجالت گریش گرفت خلاصه ازم قول گرفت به کسی نگم منم نگفتم. الان با من خیلی راحته... خدایا توبه

*مطهره*   

۱۳:۱۵ - ۱۳۹۲/۰۵/۱۳

بابام یه اخلاقی داره هروقت حرف نداره هی سوال بیخود میپرسه چن وقت پیش داداشم اینا نون سنگک خریدن بابامم هی داشت زن داداشمو سوال پیچ میکرد یهو میپرسه صف نونه مردونه بیشتر بود یا زنونه
اخه عزیزم این چه سوالایه با این سن و سال