✘ سعید رستگار ✘   

۱۲:۱۷ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۳

من اولش خیلی قشنگ بودم اما نامردا تو بیمارستان عوضم کردن :| :|

✘ سعید رستگار ✘   

۱۱:۳۳ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۳

صبح با بابام جر و بحثمون شد از خونه زدم بیرون
برگشتم میبینم رو جا کفشی نوشته:
لطفا با سُم وارد نشوید :|
رو در پذیرایی نوشته :ورود حیوانات ممنوع :|
رو در اتاقمم نوشته :طویله :|
یه همچین بابای انتقام جویی دارم من :|

✘ سعید رستگار ✘   

۱۸:۳۴ - ۱۳۹۲/۰۶/۳۱

با یه پز خاصی به دختره میگم :من ویندوز ۸ نصب کردم :-D
دختره :اون که خیلی قدیمیه :|
من :چطور؟!
دختره در نهایت عشوه :اخه ویندوز من ۹۸ ^_^
واقعا قلبم ضربان نداره :| :|

✘ سعید رستگار ✘   

۱۲:۳۸ - ۱۳۹۲/۰۶/۳۱

محیط خانواده ما خیلی گرمه ^_^
یعنی تا میاد سرد بشه هااا
بابام کولرو خاموش میکنه :| :|

✘ سعید رستگار ✘   

۲۱:۰۹ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۸

طرف تا دیروز واسمون چشم چشم دو ابرو میکشید حالا خط و نشون میکشه :| :|

✘ سعید رستگار ✘   

۸:۴۹ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۵

خدا نکنه یه دختری مشکل کامپیوتری یا اینترنتی پیدا کنه
مجبور باشی با چت یا sms راهنماییش کنی :|
ینی سرطان مغز میگیری :|
پیر و چروکیده میشی تا حالیش کنی :| :|

✘ سعید رستگار ✘   

۱۳:۰۹ - ۱۳۹۲/۰۶/۱۴

بﻌﻀﯿﺎ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻋﻘﺮﺑﻪ ﺳﺎﻋﺘﻦ :|
ﻫﺮ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺗﯿﮏ ﻣﯿﺰﻧﻦ :| :|

✘ سعید رستگار ✘   

۱۳:۰۸ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۹

امروز از این ادکلن هایی که جنس مخالف رو جذب میکنه به خودم زدم
ولی فکر کنم چینی بود :|
فقط یه پیر زنه افتاده بود دنبالم بیخیالم نمیشد :| :|

✘ سعید رستگار ✘   

۹:۳۱ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۷

امروز یه نقشه گنج کشیدم دادم دست داداش کوچیکم که ۵ سالشه
اونم از صبح کل خونه رو سه بار گشته ولی چیزی پیدا نکرده...
بیچاره الان از خستگی بیهوش شده
لامصب کرم ریختن به هر سن وسالی حال میده :-D :-D

✘ سعید رستگار ✘   

۱۶:۵۷ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵

من به مامانم اس ام اس میزنم جواب میده "پیامت دریافت شد" :-)
یه چیز تو مایه هاى
عمار عمار یاسر، یاسر به گوشم :| :| :|

✘ سعید رستگار ✘   

۱۰:۴۳ - ۱۳۹۲/۰۶/۰۵

سر سفره بودیم که صدای یه کامیون اومد :|
یهو دیدیم مامانم زد زیر گریه و با هق هق گفت:
شماها هیچوقت منو حمایت نکردین، من میخواستم پایه یک بگیرم :(
آخه مادر من شما یازده سال طول کشید تا پایه ۲ گرفتی :|
من توی ماشین آموزشگاه بزرگ شدم :|
والااااا :|

جملک دیگری وجود ندارد!